خانه / فیلم و سینما / «یه حبه قند» که می‌توانست آبروی این سرزمین و فیلمسازان مسلمانش در جهان باشد، با کمترین تبلیغات به اکران رسید/ این رفتار را اگر با ده‌نمکی می‌کردند…
تبلیغات

«یه حبه قند» که می‌توانست آبروی این سرزمین و فیلمسازان مسلمانش در جهان باشد، با کمترین تبلیغات به اکران رسید/ این رفتار را اگر با ده‌نمکی می‌کردند…

«یه حبه قند» که می‌توانست آبروی این سرزمین و فیلمسازان مسلمانش در جهان باشد، با کمترین تبلیغات به اکران رسید/ این رفتار را اگر با ده‌نمکی می‌کردند...Reviewed by اینفوفا on Nov 1Rating:

محمدحسین جعفریان شاعر و مستند ساز دفاع مقدس که اغلب کوشیده نسبت به تحولات حوزه های مختلف هنری واکنشی به موقع داشته باشد به تازگی با نگارش یادداشت جالبی فیلم «یه حبه قند» را تحسین کرده و بر منتقدان این فیلم تاخته است. متن کامل یادداشت جعفریان را می‌خوانید:

یک مشت محکم حواله اش کردند!

نمی‌دانم شما که این سطور را می خوانید، چقدر «رضا میرکریمی» را می شناسید؟ اما من به همه تان اطمینان می دهم او یکی از گلهای سینمای ایران است. کارگردانی کم حاشیه و توانا که هم اکنون فیلم عالی «یک حبه قند» را روی پرده دارد. این بنده خدا یک انتقاد ساده از دست اندرکاران جشنواره سال قبل کرد، آنها هم چنان مشت محکمی نثارش کردند که هنوز هم گرفتار آن است. فیلم را از داوری کنار گذاشتند و چندین جایزه را – که حق مسلم آن بود- به فیلمهای دیگر دادند. بله! به همین سادگی!

دعوای زرگری «اخراجیها» و «جدایی نادر از سیمین»

خاطرتان هست دعوای زرگری «اخراجیها» و «جدایی نادر از سیمین» را؟ نمی دانم چه جریانی و با چه عقلی می خواست یکی را نماینده نظام و دیگری را مقابل آن قلمداد کند. در این میان همه «یک حبه قند» را فراموش کردند. آخ که ایرانی جماعت چقدر انتقادپذیر است! برای نمایندگی ایران در اسکار هم «جدایی نادر از سیمین» را فرستادند. برادران از بیخ و بن ریشه این فیلم را به خاطر یک انتقاد ساده کارگردانش زدند. نشان دادند حاضرند سر برادرشان را ببرند و در طبق اخلاص(!) به دشمن تسلیم کنند، اما یک انتقاد ساده را تحمل نکنند، خدا را شکر که میرکریمی آثارش در شمار بهترین و ارزشی ترین فیلمهای پس از انقلاب است. به خدا این رفتار را اگر با ده نمکی می کردند، – بقول علی دایی- ببخشید! شلوارشان را به سرشان می کشید و اگر با یک فیلمساز آن طرفی چنین می کردند، از بی بی سی و کمیته حقوق بشر و جشنواره کن و مادران بدون مرز و… گرفته تا صدای آمریکا و همه و همه صدایشان درمی آمد. اما میرکریمی دندان بر جگر گذاشت و این خاله زنک بازیها را دید و دم برنیاورد.

اکران با کمترین تبلیغات

به خاطر این بداخلاقی‌ها، فیلمی که می توانست آبروی این سرزمین و فیلمسازان مسلمانش در جهان باشد، با کمترین تبلیغات به اکران رسید. فیلمی که به اذعان مغرض ترین منتقدان نیز یک سر و گردن از تمام آثار این سالها بالاتر است. برخی باز هم تاب نیاوردند و ایرادات انصافاً بنی اسراییلی گرفتند تا مبادا در حمله به این فیلم بی دفاع قدم و قلمی نزده باشند. باور می کنید «جهانگیر الماسی» هم با آن فضل و سابقه به میدان آمده و در اعتراض به این اثر گفته: «قندی که مردم یزد می خورند از نوع قندهایی است که زود در دهان آب می شود و در گلو گیر نمی کند! در حالی که قند «یک حبه قند» باعث مرگ یکی از اعضای خانه می شود» یا گفته: «هیچ گاه بچه های شهر یزد به قورباغه دست نمی زنند، چون می دانند که زگیل در انتظارشان است!»

این قدر بهانه نگیرید

حیرتا! لااقل دشمنی هم می‌کنید، این قدر روشن و ضایع بهانه نگیرید. به خدا زشت است! دم مشهدی‌ها گرم! در جشنواره فیلم رویش بخشی را به بزرگداشت این کارگردان فروتن و کار بلد سینمای ایران اختصاص دادند و در حالی که هر کس به هر بهانه ای از قورباغه گرفته تا قند غیراستاندارد، دارد ریشه این فیلم را می زند، گلی به جمال میرکریمی زدند و نشان دادند؛ مردم این خطه آزاده اند و هنرفهم و آنها دست هنرمندان مردمی و قدرتمندشان را بدون توجه به خاله زنک بازیها و حسادتهای رایج در فضای مسموم سینمای معمول، می فشارند و به احترامش کلاه از سر برمی دارند.

۳۹۰

0

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*


*

رفتن به بالا