خانه / جشنواره / درباره «زندگی پای»، نامزد ۱۱ جایزه اسکار
تبلیغات

درباره «زندگی پای»، نامزد ۱۱ جایزه اسکار

درباره «زندگي پاي»، نامزد 11 جايزه اسكارReviewed by سامان محامی on Feb 20Rating:

درباره «زندگی پای»، نامزد ۱۱ جایزه اسکار

کاراکتر پای از ۳ قاره عبور می‌کند و در جستجوی ساحلی امن است و این شاید مشابه با سفری طولانی باشد که خود انگ‌لی از تایوان به آمریکا، کانادا و بریتانیا تجربه کردP-life[1]

«زندگی پای» از روش‌های ۳ بعدی مورد استفاده در «آواتار» بهره گرفته است تا تماشاگران را شگفت‌زده کند اما این تنها سلاح کارساز این فیلم نیست
ساختن این فیلم در ۱۵ سال پیش می‌توانست غیرممکن باشد اما حالا می‌توان موجودات این قصه را از نقطه صفر در کامپیوتر خلق کرد و رویکردهای قبلی فیلمساز را هم بر آن افزود
«زندگی پای» با ۱۱ کاندیدایی برای اسکار در رده دوم جدول نامزدهای امسال این جوایز قرار دارد و فقط «لینکولن» اپیک جدید استیون اسپیلبرگ با ۱۲ نامزدی بالاتر از آن نشسته است ولی اگر لینکولن یک کار تاریخ‌گرا و نقبی به گذشته ناآرام آمریکا و تصویری از یکی از روسای جمهوری سابق این کشور پرتضاد است. «زندگی پای» فانتزی صرف متکی بر اعجازهای فنی و نوعی رئالیسم توأم با تخیل است و اگر ذهن‌تان اهل پرواز باشد می‌توانید با آن کنار بیاید و زیبایی‌های این اثر هنری را لمس کنید. اگر بتوان وجوهی از قصه «داستان جنگل» کار رودیارد کیپ لینگ و به ویژه کاراکترهای موگلی و شرمی‌خان را با مشخصه‌هایی از داستان سامبوی سیاه کوچک ادغام کرد و پسر هندی رویت شده در داستان اول و ببر بنگالی همان داستان را در یک قایق کوچک در دل اقیانوس نامطمئن پاسیفیک رها کرد و بانی جنگی بین این پسربچه با موجودی هیولاوار بر سر ملک و منطقه و حق زیست شد، آنگاه داستان پای و جوهره وجودی آن که خلق شده توسط یان مارتل است، مقابل‌تان سبز می‌شود. این رمان برنده جایزه معتبر بوکر در قسمت بهترین کار تخیلی در سال ۲۰۰۲ شد و سرشار از ناامیدی و در عین حال حس و رویکرد قهرمانی و مقادیر متنابهی از شگفتی‌سازی‌هاست و به خاطر همین خصوصیت‌های دشوار و غیرقابل لمس، ساختن فیلمی سینمایی از روی آن بسیار سخت است ولی‌ انگ‌لی تایوانی که سال‌‌هاست در هالیوود ساکن است و آن جا کار می‌کند، دست به این کار زمان بر و خطیر زده و توفیق فراوان هنری و تجاری فیلم و البته تعدد کاندیدایی‌های آن برای اسکار نشان از موفقیت بزرگ انگ‌لی در کار دشوار مورد بحث دارد.
از یک منظر «زندگی پای» معجزه‌ای بصری و مدرن پیرامون سنن و رفتارهای کهن است و از همان نمای نخست که یک خرس کوچک را در حال تکیه زدن به درختی که یک پرنده پرطنین بالای آن نشسته و می‌خواند نشان می‌دهد، می‌توان این الگو و رویکرد را به روشنی دید. از همان‌جا می‌بینید و حس می‌کنید که انگ‌لی و دستیارانش می‌خواهند با انبانی از تصاویر ۳ بعدی خود تماشاگران را شگفت‌زده کنند. در این راه «Life of pi» از روش‌های به کار گرفته شده در «آواتار» اپیک فضایی سال ۲۰۰۹ جیمز کامرون و همچنین سیستم موشن کپچر که در «ظهور سیاره میمون‌ها» کار سال ۲۰۰۱ تیم برتون رویت شده بود بهره جسته است و با این سلاح جشنواره‌ای از شگفتی‌های بصری را به راه انداخته است. تماشاگران چشم باز می‌کنند و تهاجم تعداد زیادی از ماهی‌های پرنده به سمت قایق پای و همچنین در افتادن ببر با یک مار خطرناک را می‌بینند و ابتدا به این باور می‌رسند که این فقط تصور و خیال است اما این طور نیست و آن اتفاقات واقعاً روی می‌دهد.
کاراکتر مرکزی این قصه نوجوانی به نام پای (با بازی سوراج شارما) است که در حادثه غرق شدن یک کشتی خانواده او مانند سایر مسافران محو و از صحنه زندگی خارج می‌شوند. او مانده است و یک قایق کوچک و ببری خطرناک که اگر اراده کند با یک حرکت پنجه‌اش قادر به قتل وی است. اگر انگ‌لی تن نمی‌داد و این فیلم ریسک‌آمیز را با این ادوات دشوار نمی‌ساخت، شاید رابرت زمه‌کیس گزینه خوبی برای ساختن آن می‌بود زیرا وی با سیستم موشن کپچر قصه‌ای کودکانه چون «قطار قطبی» و یک درام عصر کهن مانند «Beowulf» را ساخته است و در آخرین فیلم غیرفانتزی و صاحب بازیگران حقیقی‌اش که همانا «Cast Away» بود، کاراکتر تام‌هنکس را در یک جزیره تنها رها کرده و از کوشش او برای زنده ماندن ظاهراً یک حماسه ساخته بود.
ولی انگ‌لی در این زمینه خاص اگر از رابرت زمه‌کیس قوی‌تر نباشد، ضعیف‌تر هم نیست و اگر به او بگویید ساختن یک فیلم بدلایلی از جمله جواب ندادن تدابیر فنی غیرممکن است، او بیشتر علاقمند می‌شود که ماجرا را جدی‌تر تعقیب کند. وی سال‌ها پیش به دانشگاه ایلی نویز آمریکا آمد تا درس‌هایش را پیگیری کند و اولین فیلم‌هایش را هم در نیویورک ساخت و با ساختن «احساس و منطق» از روی داستان ماندگار جین استین در سال ۱۹۹۵ وارد فضایی کاملاً بیگانه با پس زمینه زندگی خود شد و این گونه‌ای آشکار و بزرگ از ماجراجویی فرهنگی وی و نقب زدن او به دنیاهایی بود که با محل تولد و رشد وی تفاوت‌هایی اساسی داشتند. او البته با «ببر خیزان و اژدهای پنهان» به سال ۲۰۰۰ سنت ساخت فیلم‌های اپیک رزمی شرق آسیا را لااقل برای اهالی آمریکای شمالی زنده و مدرن‌تر کرد و با این اوصاف نباید تعجب کرد که او چطور وارد دنیای فانتزی غریب «پای» شده زیرا او همان‌طور که قبلاً آمد، هر چه یک ریسک بزرگتر باشد، تمایل بیشتری به آزمودن خودش و موضوعات دشوار می‌یابد.
ریسک تازه او به تصویر کشیدن جوانی است که هم رابینسون کروز و هم سیگفرید که روی آب‌های نامطمئن یک اقیانوس با هر چه که تصور کنید، طرف است و همراهان او یک اوران گوتان و موجوداتی از این دست هستند و دشمن و البته همراه اصلی او یک ببر بزرگسال پخته و پرتجربه است. شاید تا یک دهه یا ۱۵ سال پیش ساختن «زندگی پای» با این شکل و ادوات و میزان تأثیرگذاری غیرممکن بود و در چنان زمانی انگ‌لی باید می‌گشت و ببری به شدت آموزشش دیده را برمی‌گزید و از میان صدها نوجوان متقاضی شبیه به هم کسی را می‌یافت که بتواند مثل پای و با خصوصیات این نوجوان باشد.

سامان محامی

۵۳۸

0

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*


*

رفتن به بالا