خانه / جشنواره / چند نکته درباره اسکار۸۵ :یادداشت های سعید راد،اندیشه فولادوند،غلامرضا موسوی و همایون اسعدیان درباره اسکار
تبلیغات

چند نکته درباره اسکار۸۵ :یادداشت های سعید راد،اندیشه فولادوند،غلامرضا موسوی و همایون اسعدیان درباره اسکار

چند نکته درباره اسکار85 :یادداشت های سعید راد،اندیشه فولادوند،غلامرضا موسوی و همایون اسعدیان درباره اسکارReviewed by اینفوفا on Feb 24Rating:

امسال اسکار را یک اسکار سیاسی می‌نامند. دلیلش را هم حضور سه فیلم «آرگو»، « لینکلن» و «سی‌دقیقه بعد از نیمه‌شب» در بخش‌های مختلف اسکار برای دریافت جوایز بهترین‌های سال ۲۰۱۲ می‌دانند. به چند نکته درباره حاشیه‌های اسکار امسال اشاره می‌کنیم.
به گزارش لس‌آنجلس تایمز، استودیوهای برادران وارنر و دیزنی در کمپین اسکار هر یک حداقل ۱۰‌میلیون دلار به ترتیب1361683920 برای فیلم‌های «آرگو» و «لینکلن» خرج کرده‌اند، اما در شرایطی که فقط هزینه تبلیغ در صفحه اول نشریه ورایتی رقمی حدود ۸۰‌هزار دلار است، این رقم خیلی غافلگیرکننده نیست. در همین حال، استودیو یونیورسال برای تبلیغ «بینوایان» برای هر یک از رای‌دهندگان جوایز انتخاب منتقدان یک آی‌پاد با ساندترک این فیلم فرستاد.
به گزارش اسکای‌نیوز عربی، یک کارگردان آمریکایی با استفاده از ورزش «بُزکشی» که از نمادهای فرهنگی افغانستان است، فیلمی با نام «رویاهای افغان» ساخته که نامزد دریافت جایزه اسکار شده است.
«سام فرنچ»، کارگردان هالیوودی از ورزش بُزکشی که از نمادهای فرهنگی افغانستان شمرده می‌شود، برای بیان تاریخ فرهنگی این کشور استفاده کرده که ده‌ها سال دچار جنگ بوده است.
قهرمان فیلم جوانی افغانی به نام «فواد محمدی» است که زندگی واقعی‌اش تفاوت چندانی با نقشی که در این فیلم ایفا کرده، ندارد چراکه کارگردان در حالی او را برای نقش اصلی فیلمش انتخاب کرد که او فروشنده‌ای دوره‌گرد بود.
این فیلم پس از آن‌که نامزد دریافت جایزه اسکار شد، از سوی برخی افغان‌های مقیم کشورهای غربی کمک‌های مالی دریافت کرد تا «محمدی»، نقش اول فیلم بتواند در مدرسه ویژه آموزش خلبانی و پرواز تحصیل کند و به آرزوهایش برسد. «محمدی» به عنوان یکی از میهمانان جوایز اسکار به لس‌آنجلس خواهد رفت. داستان این فیلم درباره دو دوست است که آرزو دارند از واقعیت تلخ و دردناکی بگریزند که در خیابان‌های کابل به آن دچارند.
شمارش آرای اعضای آکادمی اسکار امسال برای نخستین بار به صورت آنلاین انجام شده است. اما این سیستم بنا بر اعلام آکادمی اسکار، دچار مشکلاتی بوده است.
به گونه‌ای بیش از نیمی از اعضای آکادمی اسکار به صورت آنلاین رای داده‌اند و بقیه نیز به روش سنتی، پستی، آرای خود را اعلام کرده‌اند. البته بیشتر موارد مشکل از آن اعضای بالای ۵۰ سال بوده که حتی ورود به سیستم برایشان سخت بوده است. قطعا این روش برای سرعت بخشیدن به رای‌گیری بوده است.
امسال ۵هزار و ۸۰۰ عضو آکادمی اسکار نظرات خود را در ۲۴ بخش از مجموع بخش‌های رقابت‌های اسکار اعلام می‌کنند. نتایج اعلام‌شده توسط اعضا به‌وسیله موسسه سرشماری PricewaterhouseCoopers در مکانی مخفی دسته‌بندی شده و سپس شمارش می‌شود و سپس اسامی برندگان در قالب پاکت‌هایی مهر و موم‌شده در دو نسخه در دو کیف دستی جداگانه در دو مسیر مجزا تحت تدابیر امنیتی خاص ۲۴ فوریه هم‌زمان با برگزاری مراسم اسکار به سالن کداک هالیوود، لس‌آنجلس، فرستاده می‌شود.
در آن‌جا نیز چند نفر از کارکنان این موسسه در پشت صحنه اسکار حضور دارند و در زمان اعلام برندگان هر یک از پاکت‌ها را پیش از آن‌که هر یک از اعلام‌کنندگان نتایج روی سن بروند، به دست آن‌ها می‌دهند.


با سینما شوخی می‌کنیم
سعید راد

وقتی یک فیلم با معیارهای حرفه‌ای و اندازه‌های حرفه‌ای در سطح جهانی حاضر می‌شود، این مسئله روی بازیگران فیلم هم تاثیر می‌گذارد و آن‌ها را هم حرفه‌ای می‌کند. بازیگران سطح جهانی به شیوه تکنیکال آموزش دیده‌اند و در این سطح کلاس‌های بزرگی هم رفته‌اند. بازیگری مثل مارلون براندو کارش را به خوبی بلد است و در این مسابقات جهانی جایزه را کسی می‌برد که کارش از همه تخصصی‌تر است. اصولا آدم‌های استثنایی‌تر هستند که در این سطح جهانی موفق می‌شوند. به عنوان مثال بازیگری مثل دنیرو فراتر از استثنایی‌تر هستند و برای همین در بین ۳۰‌میلیون نفر انسان یکی مثل او وجود دارد. ما با سینما شوخی می‌کنیم، پول از دولت می‌گیریم و بازیگری با فرم و تکنیک را نمی‌شناسیم و فکر می‌کنیم بازی با بغض و گریه نهایت هنر ما است. بازیگرهای جهانی معیارهای بزرگ‌تری دارند و بازی‌های ما شوخی است. آن‌ها با یک فرمول مشخص پیش می‌روند که ما از دانستن آن عاجز هستیم. بازیگران پنج فیلم نهایی نامزد اسکار نیز از این قاعده مستثنی نیستند. آن‌ها می‌توانند به بهترین شکل ممکن در سطح جهانی حاضر شوند. این در حالی است که به نظر من بازیگر فیلم «بینوایان» قدرت بسیار عجیبی داشت و او را مستحق جایزه اسکار می‌دانم. راسل کرو و هیو جکمن به بهترین نحو ممکن در این فیلم ظاهر شدند. هیو جکمن یک بازیگر استرالیایی است که توانسته در بینوایان در قد و قواره یک بازیگر حرفه‌ای ظاهر شود. آن‌ها تمام معادلات بین‌المللی را می‌دانند و شرایط بسیار خوبی را هم می‌توانند برای خودشان رقم بزنند. این در حالی است که ما هم می‌توانیم بازیگران سطح جهانی داشته باشیم، اما فیلم‌های ما در این قد و قواره نیستند. متاسفانه بازیگر با لهجه و معیارهای بین‌المللی شناخته می‌شود و چگونه می‌شود بازیگران خوب ما بتوانند در سطح جایزه‌ای مثل اسکار بدرخشند؟ جواب این است که فیلم آن‌ها باید جهانی باشد. شما اگر به فیلم‌های سطح بین‌المللی نگاه کنید متوجه می‌شوید که بازیگران آن‌ها توانسته‌اند بهترین بازیگران جهان شوند. چون فیلم و عوامل آن دست به دست هم می‌دهند و می‌توانند یک فیلم جهانی را بر پرده سینما بنشانند و بازیگران مستعد ما هم تنها با بازی در فیلم‌های جهانی می‌توانند این اتفاق را برای خودشان رقم بزنند که این هم کمی بعید به نظر می‌رسد.

معجزه
اندیشه فولادوند

از میان فیلم‌های نامزد شده برای بهترین بازیگر زن امسال اسکار بازی « جنیفرلاورنس » را در «کتاب بارقه امید» و «جسیکا چستین» را در «۳۰ دقیقه بامداد» از همه بیشتر دوست ‌داشتم. کتاب بارقه امید یک کمدی رمانتیک دلنشین است که درباره قدرت عشق و تاثیر آن در قلب و روح و اخلاقیات آدم‌ها حرف می‌زند. به طبع این پیام، چیز جدیدی نیست که بگوییم فیلم حرف تازه‌ای دارد، اما همین حرف کهن ولی نه کهنه را با داستانی روان و جزییاتی خوب تعریف می‌کند تا بیننده را همراه پاتریک، متوجه این نکته بکند که آدم‌ها اگر تلاش بکنند، بالاخره روزنه امیدی پیدا می‌شود که به آن چنگ بزنند. به نظرم نقش او در این فیلم شخصیت «تیفانی» به شکل بامزه‌ای معماگونه است. در این فیلم برادلی کوپر نقش «پت سولیتانو» را دارد که تلاش می‌کند پس از هشت ماه بستری بودن در بیمارستان روانی، زندگی خود را از نو بسازد. پت به سراغ والدینش می‌رود و در کنار آن‌ها با دختری نامتعارف به نام «تیفانی» آشنا می‌شود و این دو رابطه دوستی برقرار می‌کنند. جنیفر لاورنس انگار تحت‌تاثیر پیچیدگی این شخصیت قرار گرفته، به نظرم تیفانی شخصیت معماگونه‌ای دارد. هرگز دختری مثل او را در فیلم‌های دیگر ندیده‌ام و شخصیتی چون او را در فیلمنامه یا کتاب نخوانده بودم. به طور معمول زمانی که مردم محکم و خودرای هستند، نقاط ضعف خود را پنهان می‌کنند اما تیفانی دقیقا رفتاری متضاد دارد. البته جنیفر لاورنس از عهده این کاراکتر به خوبی برآمده. در هر صورت اما نباید بازی بی‌نظیر جسیکا چستین را در «۳۰ دقیقه بامداد» از نظر دور قرار داد. بازی او بی‌نظیر است و من دلم می‌خواهد می‌شد امسال جایزه را به طور اشتراکی به هر دوی آن‌ها می‌دادند.
اما چه کسی است که دلش نخواهد هر سال مریل استریپ نامزد جایزه اسکار نشود؟ یا دلش نخواهد که اسکار پر باشد از نام‌هایی که دوست داریم؟ چه می‌شد امسال هم می‌توانستیم از ایران نماینده‌ای داشته باشیم؟ انگار سینمای ایران جایش در اسکار خالی است و ما به معجزه دستان کسانی چون اصغر فرهادی نیازمندیم.


اندکی تدبیر
غلامرضا موسوی

حتما یکی از نکات مهمی که یک فیلم باید دارا باشد که به عنوان بهترین فیلم در جایزه اسکار مطرح شود این است که آقای شمقدری عزیز از آن حمایت کند!
اما جدای از این نکته مهم، باید چند خصوصیت نه چندان کلیدی را مدنظر قرار دهیم (چرا که دلیل اصلی این مسئله حمایت جواد شمقدری از فیلم‌ها است). اساسا سینما به دیده شدن نیاز دارد. چه بازیگر یک فیلم، چه کارگردان و چه تهیه‌کننده تلاش خود را می‌کند که در سینما دیده شود. چون سینما هنر جمعی است و اصولا هنر خلق می‌شود که دیده شود و یکی از دلایل شرکت هنرمندان و فیلم‌ها در جشنواره‌ها همین است که بهانه‌ای برای دیده شدن پیدا کنند. البته مسائل تجاری هم برای شرکت یک فیلم در عرصه‌های بین‌المللی بسیار مهم است. ما فیلم‌هایمان را در جشنواره‌ها شرکت می‌دهیم که دیده و در عرصه جهانی مطرح بشوند. مثلا وقتی فیلمبرداران ما مثل تورج اصلانی یا محمود کلاری جایزه ارزشمند قورباغه طلایی را می‌گیرند کارگردانان جهانی متوجه آن‌ها می‌شوند و از آن‌ها دعوت به کار می‌کنند یا بعد از موفقیت فیلم اصغر فرهادی از لیلا حاتمی در جشنواره کن دعوت می‌شود که یکی از جوایز اصلی این جشنواره را اهدا کند یا از پیمان معادی برای بازی در فیلم‌های آمریکایی دعوت می‌شود. ما هنرمندان بزرگی داریم که در مورد شناخت بین‌المللی آن‌ها کم کار شده. فقط سال گذشته آقای شمقدری لطف کردند و برای ما اسکار گرفتند. ما طریقه استفاده از جشنواره‌های خارجی را نمی‌دانیم. برای من سوال است که بخش دولتی ما چرا باید در بازار جشنواره برلین امسال بازار داشته باشد؟ اصلا دولت در آن‌جا چه کاره است؟ ما باید به شبکه‌هایی مثل فیلم فرانس نگاه کنیم و نحوه عملکرد بخش دولتی آن‌ها را ببینیم. بدون منطق حرکت کردن و نداشتن برنامه‌ریزی باعث شده که بازاری در سطح جهانی نداشته باشیم. اما در مورد جایزه بهترین فیلم در مراسم اسکار اول این را بگویم که من هنوز هیچ کدام از فیلم‌ها را ندیده‌ام. اما به طور کلی جایزه بهترین فیلم به تهیه‌کننده فیلم‌ها داده می‌شود و آن‌ها باید بهترین شرایط را برای کارگردان و بازیگر و تمام عوامل فراهم کنند تا بتوانند فیلمی مطابق با استانداردهای روز جهانی تهیه کنند. اگر ملاک چنین باشد تهیه‌کنندگان بزرگ می‌توانند شانسشان را امتحان کنند. تهییه‌کننده وظیفه‌اش تهیه بهترین وسایل و مناطق برای عوامل است. او باید پشتیبان درستی برای فیلم در تمامی مراحل ساخت و پخش و تولید باشد. تهیه‌کننده آخرین کسی است که کارش با یک فیلم تمام می‌شود و آن زمانی است که حداقل ۱۰سال از پخش یک فیلم در تمام جهان گذشته باشد.


«عشق» بی‌نظیر و نفس‌گیر
همایون اسعدیان

در بخش نامزدهای نهایی بهترین فیلم غیرانگلیسی جایزه اسکار «عشق» اثر دیدنی میشاییل هانکه برای من یکی از بهترین فیلم‌ها است. البته من فیلم‌های دیگر را ندیده‌ام و شاید از «عشق» خیلی بهتر باشند، اما من ته دلم دوست دارم این فیلم جایزه اسکار را ببرد تا در کنار جایزه «جدایی نادر از سیمین» دوستش داشته باشم. این فیلم وجه دیگری از عشق را برای ما به نمایش می‌گذارد که شاید با واقعیتی که ما تصورش را داریم در تضاد باشد. اما عشق نشان می‌دهد که خشونت هم بخشی از دوست داشتن ما است. هنرنمایی «ژان لویی ترینتینان» و «امانوئل ریوا» در نقش گئورگ و آنه، دو استاد موسیقی بازنشسته که در دهه ۸۰عمر خود به سر می‌برند، بی‌نظیر و نفس‌گیر است. این فیلم نمونه‌ای است از فیلمسازی در اوج هوشیاری و بصیرت. آوازه مهارت و برتری هانکه مانند صدای‌ ساز زهی در سراسر جشنواره‌های جهان منعکس شده است. هانکه شخصیت‌های خود را در یک چارچوب بسته، بی‌پناه به نمایش می‌گذارد-‌‌ همان‌طور که همه ما در قبال وقایع این جهان بی‌پناهیم- و موفق می‌شود به مدد نماهای به شدت حساب‌شده- و فیلمبرداری شاهکار داریوش خنجی- ذره‌ذره دنیایی بنا کند که نه تنها تماشاگر را به شدت با خود درگیر می‌کند، بلکه روح و روان او را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. پس از تماشای فیلم تنها چیزی که می‌تواند ذهن تماشاگر را مشغول کند، فکر کردن به تلخی بی‌‌‌نهایت دنیایی است که در آن به‌سر می‌بریم؛ از این رو فیلم حتی می‌تواند تماشاگرش را تا مدتی افسرده کند و شاید برای اولین بار همه تماشاگران در سکوت کامل سالن سینما را ترک می‌کنند. قدرت کارگردانی هانکه در فضاسازی حیرت‌انگیز فیلم- و البته بازی‌های درخشان هر دو بازیگر- ما را به درون خفقان حاکم بر زندگی آن‌ها هدایت می‌کند. نما‌ها غالبا طولانی هستند و حرکات دوربین معمولا کم است و به ندرت (به غیر از صحنه‌هایی که اتفاق خاصی می‌افتد) در نتیجه با دوربین ایستایی روبه‌رو هستیم که به ثبت واقعیتی خشن می‌پردازد. در عین حال در چند صحنه زیبا، فیلم از واقعیت جاری در خانه می‌گسلد و به رویا یا کابوسی پناه می‌برد که بسیار درگیرکننده است. کابوس زمانی رخ می‌دهد که پیرمرد از در خانه بیرون می‌رود و بیرون از خانه، در راهرویی پر از آب، یک دست غریب او را خفه می‌کند.
در این صحنه ترسناک- که به شکلی واقعی و بدون مقدمه روایت می‌شود- مرد ناگهان از خواب می‌پرد و ما می‌فهمیم که در حال تماشای یک کابوس بودیم، اما این کابوس بخشی از زندگی آن‌‌هاست و در دل جهان فیلم معنا می‌یابد و در صحنه‌های انتهایی فیلم معادل آن را به شکل دیگری می‌بینیم.


غفلت از فیلمبرداری
فرشاد محمدی

از پنج فیلم نامزد نهایی جایزه اسکار تنها دو فیلم «سقوط آسمانی» و «جانگو آزاد شده» را دیدم و اسکای فال با وجود این‌که فیلم بسیار بدی است، اما فیلمبرداری فوق‌العاده‌ای دارد و فکر می‌کنم اسکای فال بتواند جایزه بهترین فیلمبرداری در اسکار را از آن خود کند. این روزها فیلمبرداران ایرانی هم در سطح جهانی بسیار مطرح شده‌اند و کارگردانان خارجی به خوبی آن‌ها را می‌شناسند. فیلمبرداری فیلم‌های ما بعد از جدایی نادر از سیمین بسیار مورد توجه قرار گرفت. وقتی این فیلم جایزه مهم کمرا ایمیج را برد و تورج اصلانی سه جایزه مهم و بین‌المللی گرفت، فیلمبرداران ما نشان دادند که فیلم‌های ما هم مورد توجه قرار می‌گیرد. کمرا ایمیج جایزه بسیار مهمی است که ما تا به حال دو بار آن را گرفتیم. این جایزه، مهم‌ترین جایزه فیلمبرداری بعد از اسکار است که دو فیلمبردار ایرانی موفق به دریافتش شده‌اند و بارها هم کاندیدا شدند. اما ذات سینما کارگردانی و بازیگری بیشتر در آن به چشم می‌آید و شاید مهم‌ترین بخش‌های یک فیلم است. شما هیچ‌وقت نمی‌بینید صدابرداری یا مونتاژ مورد توجه قرار ‌گیرد. وقتی یک فیلمی خوب باشد، باید تمام بخش‌های فیلم مورد توجه قرار بگیرد و مثل ایران نیست که فیلمی در هیچ بخش کاندیدا نشود اما در بخش بهترین فیلم کاندیدا می‌شود. آنقدر استانداردهای فیلمبرداری فیلم «اسکای فال» بالاست که با وجود بدی فیلم می‌تواند مورد توجه قرار ‌گیرد و بعید نیست که برنده جایزه اسکار شود.

۴۶۲

0

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*


*

رفتن به بالا