خانه / موسیقی / همسر فرهاد از دلایلش برای سپردن یادگارهای «فرهاد» به موزه سینما گفت
تبلیغات

همسر فرهاد از دلایلش برای سپردن یادگارهای «فرهاد» به موزه سینما گفت

همسر فرهاد از دلایلش برای سپردن یادگارهای «فرهاد» به موزه سینما گفتReviewed by عسل دولتیاری on Jun 21Rating:
همسر زنده‌یاد فرهاد مهراد، مهم‌ترین دلایل‌اش را از انتخاب موزه سینما برای امانت سپاری وسایل شخصی و هنری این هنرمند، در اعتماد به مدیران این مجموعه و امن‌بودن این فضا برای مدت طولانی دانست.
پوران گلفام در گفت‌وگویی با خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره دلایل و زمینه‌های انتخاب موزه سینما برای امانت‌سپاری آثار این هنرمند شناخته‌شده، گفت: بحث خانه فرهاد و موضوع اختلافات بنده و وکیل پیشین این مجموعه قبلا هم مطرح شده است، به طوری که خانه فرهاد عملا در دوران فعالیت آقای شریعت هیچ کاری انجام نداد و به یک اسم خلاصه شده بود.برگزاری جایزه فرهاد نیز که از همان ابتدا مورد استقبالم بود به دلایل متعدد بارها به تعویق افتاد و نهایتا عملی نشد.
او با مرور مجدد برگزاری جایزه فرهاد در آن دوران، یادآور شد: بعد از مدتی طی یک نامه خطاب به آقای شریعت اعلام کردم که هیچ دخالتی در برگزاری جایزه فرهاد ندارم. مگر در زمان برگزاری جایزه که نقطه‌نظرات خود را مطرح کنم. لذا از تشکیلات جایزه کنار رفتم، درحالی‌که مدت‌ها شاهد نامه‌های علاقه‌مندانی بودم که گلایه از عدم برگزاری این جایزه داشتم.نتیجه هم این شد از آنجا که مطلقا در این سال‌ها به آقای شریعت در هیچ موردی توافق نداشتم، ایشان را به عنوان وکیل خود عزل کردم و بعد از مذاکره با آقای نیکبخت و انتخاب ایشان به عنوان وکیل جدید فعالیت‌های خانه فرهاد را نیز در دادگاه منحل کردیم، لذا جایزه فرهاد عملا منتفی شد.
گلفام در ادامه به آرزوهایش برای تشکیل مجدد خانه فرهاد اشاره کرد و افزود: در این مدت همواره در این فکر بودم که بار دیگر خانه فرهاد را شکل دهم. مجوز قبلی را به سختی از اماکن گرفته بودم و برای گرفتن مجوز دوباره، مشکلات دوچندانی داشتم به طوری که عملا این کار غیرممکن بود و این مجوز را به من ندادند. این در حالی بود که همچنان دوستدارن فرهاد، پیگیر فعالیت‌های جایزه و یا تشکیل خانه فرهاد بودند.
همسر زنده‌یاد فرهاد خاطر نشان کرد: در این سال‌ها شاهد حضور جوانانی بودم که با حرارت از فرهاد می‌پرسیدند و با سلیقه‌ی متفاوتی که به واسطه نسل‌شان داشتند از او یک اسطوره ساخته بودند و فرهاد برایشان همچون سمبلی از هنر بود.
او ادامه داد: قطعا در خانه خودم این امکان را نداشتم که وسایل فرهاد را به نمایش بگذارم، اما دوست داشتم در جایی مثل خانه بتهوون که فرهاد پیش از آن در آنجا کنسرت داده بود، بتوانم وسایل او را به نمایش بگذارم. از سوی دیگر هیچ اطلاعی از شرایط موزه‌های ایران هم نداشتم تا نهایتا به پیشنهاد یکی از دوستانم ملاقاتی با آقای مرادخانی (مدیر وقت موزه موسیقی) داشتم.
گلفام معتقد است: موزه موسیقی در ویترین‌های شیشه‌ای و وسایلی خلاصه شده بود که به نمایش درآمده بود. اما من نمی‌خواستم فرهاد پشت ویترین باشد. بلکه فضایی می‌خواستم تا همان‌طور که دوست دارم وسایل او را جاسازی کنم و به یک چیدمان که خود فرهاد و نه یک تشریفات تقلبی است، دست پیدا کنم.
وی با اشاره به نتایج این دیدار توضیح داد: وقتی خواسته‌های خود را مطرح کردم آقای مرادخانی اعلام کردند که چنین امکانی در موزه موسیقی وجود ندارد و آنها می‌توانند وسایل فرهاد را به شکل موقتی مثلا برای دو هفته به معرض نمایش بگذارند. درحالی‌که من دنبال یک جای ثابت بودم، لذا این مذاکره آن زمان به نتیجه نرسید تا اینکه یکی از دوستان مطبوعاتی پیشنهاد بازدید از موزه سینما را مطرح کرد.
همسر زنده‌یاد فرهاد با اشاره به دیدار خود از مجموعه «موزه سینما» در باغ فردوس خاطرنشان کرد: وقتی به موزه سینما رفتم و آن محیط قدیمی با فواره‌های زیبا و چنارهای پرقدمت را دیدم احساس کردم که اینجا خانه فرهاد است و همان‌چیزی است که سال‌ها به دنبالش بودم. مسوولان مجموعه هم واقعا خوب برخورد کردند و دو اتاق از فضای «موزه سینما» را برای نمایش وسایل فرهاد خالی کردند.
او ادامه داد: درحالی‌که من از این همه لطف خجالت کشیده بودم ، وقتی به معاون موزه عنوان کردم که شما وسایل خود را برای این اتفاق خالی کرده‌ای، گفت:« ما وسایل بی‌ارزش را بیرون ریختیم تا وسایل باارزشی را جایگزین آن کنیم.»
گلفام خاطرنشان کرد: فضای «موزه سینما» به شدت من را تحت تأثیر قرار داد و در تصمیم خود تردید نکردم. لذا تمامی وسایل شخصی و هنری فرهاد را به آنجا منتقل کردم و امروز دیگر هرکسی برای من نامه‌ای بنویسد، می‌توانم بگویم که خانه فرهاد در باغ فردوس است.
وی اذعان داشت:دوست داشتم فضایی در اختیار داشته باشم که اگر جوانی می‌خواهد درباره فرهاد بیشتر بداند با نمایش آن مجموعه به سوال‌های خود پاسخ دهد. بتواند کتابخانه فرهاد را ببیند و یادداشت‌های او را گوشه تک‌تک کتاب‌ها مرور کند. حتی شخصی‌ترین وسایل او مثل چرخ خیاطی که کاپشنش را با آن دوخته بود و یا کفش‌هایش که همیشه واکس‌ خورده بود یا حتی وسایل تعمیراتش را به موزه سینما منتقل کردم.
به گفته‌ی گلفام؛ همه ابعاد فرهاد برای آنها که دوست دارند او را بیشتر بشناسند، در این مجموعه موجود است.
گلفام همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر وسایلی که برای نمایش دایمی انتخاب شده، بیان کرد: قطعا موزه سینما با محدودیت فضایی که در اختیار دارد، نمی‌تواند تمام این وسایل را به نمایش دایمی بگذارد. پس وسایل اصلی‌ را انتخاب می‌کند، اما تمامی وسایل به شکل امانی طی صورت جلسه‌ای میان بنده و موزه در انبار آنها نگهداری می‌شود و هربار به بهانه‌ای یکی از این وسایل در کنار دیگر متعلقات شخصی فرهاد به مناسبت‌های مختلف به نمایش درخواهد آمد.
همسر زنده‌یاد فرهاد متذکر شد: تمام افرادی که در «موزه سینما» فعالیت می‌کنند، برای من باارزش هستند و تک‌تک آنها از این اتفاق اظهار خوشحالی کردند و حتی تلفن زدند و بابت این تصمیم از من تشکر کردند. می‌خواستم خیالم راحت باشد که خانه فرهاد جای امنی است و امروز هیچ‌کس نمی‌تواند فرهاد را از اینجا بیرون ببرد. باغ فردوس می‌تواند خانه ابدی فرهاد باشد و برای سال‌های سال همان‌طور که این باغ باقی مانده وسایل فرهاد نیز حفظ خواهد شد.
وی خاطرنشان کرد: من نمی‌توانستم این کار را در خانه خودم انجام دهم، اما امروز خیالم راحت است که «موزه سینما» یک جای همیشگی است با آدم‌هایی که از نظر من فوق‌العاده مورد احترام و اعتماد هستند.
گلفام در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره وضعیت پخش آثار زنده‌یاد فرهاد از تلویزیون و رادیو به ایسنا گفت: همچنان این سوال برای من مطرح است که چه‌طور می‌شود یک سازمان و مسوولان آن، چنین برخوردی داشته باشند؟ واقعا کلمه‌ای برای این اتفاق پیدا نمی‌کنم.! آقای نیکبخت که وکیل بنده است و سابقه کاری‌اش بر کسی پوشیده نیست، بعد از تلاش‌های مختلف نتوانست به نتیجه برسد وعملا کسی به ما جواب نداد.
وی توضیح داد: وقتی برای پیگیری مالکیت معنوی این آثار به صداوسیما مراجعه کردیم به ما گفتند شرایط خود را بنویسد. ما هم لیستی تهیه کردیم تا در قبال آثاری که تاکنون بدون اجازه ما پخش شده خسارت بدهند و از این پس نیز هرکدام از آثار او را که قرار است پخش شود با یک قرارداد یکساله و تحت نظارت من و وکیلم با حفظ اسم فرهاد انجام دهند.
همسر زنده‌یاد فرهاد در پایان خاطرنشان کرد:ما ضوابط را تعیین کردیم و به شکل مکتوب فرستادیم. اما آنها جوابی ندادند. مجددا آقای نیکبخت نامه نوشتند اما باز هم جواب ندادند تا اینکه آقای نیکبخت اعلام کردند که وارد مرحله حقوقی شده‌ایم و از آنها شکایت دادگاهی کردیم، درحال حاضر نیز ایشان به شدت پیگیر این امر هستند.
 

۳۶۱

0

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*


*

رفتن به بالا