خانه / اسلاید / نقد و بررسی فیلم استرداد
تبلیغات
نقد و بررسی فیلم استرداد

نقد و بررسی فیلم استرداد

نقد و بررسی فیلم استردادReviewed by اینفوفا on Jan 11Rating:

خلاصه داستان : داستان فیلم به وقایع پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۳۳۴ در ایران می پردازد. در این شوروی به دلیل حضور در ایران و استفاده از راه آهن کشور می بایستی به ایران غرامت پرداخت کند. به همین منظور یک سرهنگ ایرانی به نام فرامرز تکین ( حمید فرخ نژاد ) مامور می شود تا به همراه چند شخصیت سیاسی عازم شوروی شود تا یازده و نیم تُن طلا را از طریق کشتی به ایران منتقل کنند. اما در این راه تکین متوجه توطئه هایی می شود که …13-10-26-15649626

کارگردان :

علی غفاری : متولد سال ۱۳۴۶ در تهران است و فعالیت های سینمایی اش را با طراحی لباس فیلم « هراس » به کارگردانی شهریار بحرانی در سال ۱۳۶۶ آغاز کرد. غفاری سپس در سِمت های مختلفی از جمله دستیار کارگردانی و مدیر صحنه به فعالیت پرداخت تا اینکه موفق شد اولین فیلم بلند سینمایی خود به نام « شاهرگ » را در سال ۱۳۷۶ ساخته و روانه سینما کند. غفاری ۱۲ سال بعد، دومین ساخته بلند سینمایی خود که یک کمدی به نام « چراغ قرمز » بود را کارگردانی کرد و در سال ۱۳۹۰ نیز « استرداد » را ساخت که در سال ۱۳۹۲ اکران شده!

درباره فیلم « استرداد » :

« استرداد » داستان جذابی دارد. داستانی که کمتر فیلمساز و تهیه کننده ای ریسک ساختن آن را می پذیرد اما اینبار به کمک پشتوانه دولتی، این داستان تبدیل به فیلم شده و به اکران درآمده است. روابط ایران و شوروی در دوره بعد از جنگ جهانی دوم یکی از برهه های مهم تاریخ کشورمان است که حداقل تا الان مشخص نشده آیا این رابطه مفید بوده یا مضر! با اینحال « استرداد » به سراغ موضوعی به نام دریافت غرامت از شوروی رفته؛ سوژه ای که فکر نمیکنم کسی تابحال در موردش شنیده باشد!

دریافت یازده و نیم تُن طلا به عنوان غرامت جنگی از شوروی و اتفاقاتی که در جریان فیلم رخ می دهد، بیشتر از آنکه پایه و اساس واقعی داشته باشد، ساخته و پرداخته ذهن نویسنده فیلم بوده که تاکید بسیاری هم بر مفقود شدن این طلا و از دست رفتن سرمایه ملی کشور داشته است. در اینکه در جریان جنگ جهانی دوم و پس از پایان آن، بسیاری از ثروت های ملی کشور به تاراج رفت و بی کفایتی ها در آن دوران در اوج بود بحثی نیست، اما با اینحال هرگز صحبتی از این غرامت و یازده و نیم تُن طلا به میان نیامده است. به نظرم می شد به جای تاکید بر غرامت جنگی، به بحث بدهکاری شوروی به ایران پرداخته می شد که رقم دقیق آن مشخص نیست اما صحبت هایی درباره پرداخت این بدهی ها بصورت طلا به میان آمده بود.

از داستان نه چندان مستند فیلم که بگذریم، باید گفت که « استرداد » بدون شک یک سر و گردن بالاتر از آثار اکران شده در سال ۱۳۹۲ است اما اگر به بودجه ۱۰ میلیارد تومانی فیلم بنگریم، باید تصحیح کرد که « استرداد » در مقایسه با بودجه هنگفتی که نصیبش شده، واقعاً ناامید کننده ظاهر شده است.

متاسفانه سازندگان « استرداد » به جز تعویض مکرر لوکیشن و طراحی لباس و دستاوردهای فنی که باعث شده لقب ” فاخر ” را دریافت کنند ، علنا هیچ تلاش ” فاخری ” برای کم نقص بودن فیلمنامه و نحوه روایت این داستان به خرج نداده اند. « استرداد » در بخش روایت داستان دچار مشکلات عدیده ای است که مشکل آشنای تقریباً تمام آثار سینمای ایران است.

در بخش فیلمنامه ، « استرداد » از پرداخت شخصیت های داستان به جز شخصیت اصلی، خودداری کرده است و همه آنها را در حد یک تیپ نگه داشته است. به عنوان مثال شخصیت مامور دربار، نماینده تام الاختیار جماعت فاسد حکومت پهلوی هست که گویی هرگز در زندگی اش حتی یک روز سالم را سپری نکرده! یا حتی مامور بانک مرکزی هم بطور زننده ای طلایه دار انسانهای طماع و ضعیفی است که اختیاری از خود ندارند. این نگاه ” سیاه و سفید ” به شخصیت ها در فیلمی که قرار هست مستند باشد و بخش مهمی از تاریخ کشورمان را بازگو کند، شایسته نیست و تاثیر منفی زیادی بر فیلم گذاشته است.

پرداخت شخصیت اصلی داستان با بازی حمید فرخ نژاد نیز مشکلات خاص خود را دارد. متاسفانه فیلم هیچ اطلاعاتی از گذشته فرامرز تکین برای مخاطب ترسیم نمی کند و ما اصلاً نمی دانیم او چه کسی بوده و چرا در این جایگاه است. وی سرسختانه در برابر موضوعات مختلف مقاومت می کند و دلیل مقاومت وی برای مخاطب روشن نمی شود. البته شاید بتوان دلیل مقاومت سرسختانه وی را گرایشات ناسیونالیستی وی برشمرد و یا حتی پای یک مسئله شخصی را به میان آورد، اما بهرحال با آشکار شدن گره های فیلمنامه در انتها، دلیل برخی از رفتارهای عجیب و غریب تکین برای مخاطب روشن نمی شود. اینجاست که پس از تجزیه و تحلیل می توان به این نتیجه رسید که علی غفاری خواسته تماشاگر را براساس فرمول ” غافلگیری ” فریب دهد اما به این نکته توجه نداشته که شخصیت اصلی داستان وقتی بر همه چیز آگاه است، برای چه باید تا انتهای فیلم بر طبل اقدامات حماقت آمیز بکوبد؟!

« استرداد » یک شخصیت عجیب هم دارد و آن خانم مترجم است که اصلاً دلایل ورود او به بدنه اصلی اتفاقات فیلم مشخص نیست. وی قرار هست یک مترجم باشد اما در میانه داستان ناگهان تبدیل به قهرمان پاتریوتی می شود که برای منافع کشور دیگر از جان می گذرد! درک کردن این شخصیت سخت ترین کاری هست که باید در هنگان تماشای « استرداد » انجام داد.

بد نیست که یک اشتباه از جانب فیلمنامه نویس « استرداد » را متذکر شوم و آن اینکه هیچ بانویی در سال ۱۳۳۴ در ارتش ایران مشغول به کار نبوده و حضور بانوان در ارتش برای اولین بار در اوایل دهه ی ۴۰ میسر شده است!

« استرداد » برخلاف فیلمنامه پر ایراد خودش ، در بخش فنی نمره کامل را میگیرد. بودجه ۱۰ میلیاردی این فیلم اختیار کامل را به دست اندرکاران بخش های فنی فیلم داده است که بتوانند هنر خود را به نمایش بگذارند. طراحی صحنه و لباس فیلم عالی است و فیلمبرداری فیلم با اینکه نمی توان آن را عالی توصیف کرد، اما تماشایی است. جلوه های ویژه فیلم نیز با اینکه به خوبی کارگردانی نشده و ضعف های تکنیکی ( اعم از ساخت و اجرا ) را می توان در آن دید، اما با اینحال قابل قبول از آب درآمده است.

حضور حمید فرخ نژاد در نقش فرامرز تکین ، یک امتیاز مثبت برای سازندگان « استرداد » بوده است. بازی فرخ نژاد اگرچه بر دیگر نقش آفرینی هایی که تاکنون داشته برتری خاصی ندارد اما کاملاً با فضای فیلم هماهنگ است. بازی خوب فرخ نژاد باعث شده تا ضعف های مفرط فیلم حداقل برای مدت زمان کوتاهی که وی در صحنه حضور دارد از یاد بیننده برود.

موسیقی متن فیلم را « ستار اروکی » ساخته که واقعاً قابل تحسین است. شنیدن این موسیقی را به همه سینما دوستان توصیه می کنم.

« استرداد » در مقایسه با دیگر فیلمهایی که همزمان به اکران در آمده اثر خوش ساخت تری به حساب می آید. فیلمنامه و کارگردانی « استرداد » مطابق سنت ، مشکلات عدیده ای دارند اما بهرحال بودجه هنگفت ۱۰ میلیارد تومانی، حداقل باعث شده فیلم در بخش دستاوردهای فنی و تنوع لوکیشن ها موفق عمل کند. « استرداد » می توانست از فیلمی که به اکران در آمده بهتر باشد.

حاشیه :

« استرداد » یکی از چند فیلم خوش شانسی هست که لقب اثر ” فاخر ” را دریافت کرده و سازندگانش با دریافت بودجه دلخواه خود از دولت، با دست باز به سراغ سوژه خود رفته اند.

اتفاقی که برای فیلم « جنگ جهانی زد » رخ داده بود، برای « استرداد » هم رخ داد و دقایق پایانی فیلم دوباره فیلمبرداری شد و در ذکر دلیل این اتفاق گفته شده که : « این پایان بندی با سیاستهای کشور مغایرت داشته است. »

سیمرغ های گرفته شده و کاندید شدن این فیلم در ۱۴ رشته در جشنواره فیلم فجر، صدای بسیاری را درآورده بود که معتقد بودند این فیلم مورد لطف زیادی قرار گرفته است!

حمید فرخ نژاد با بازی در نقش اصلی این فیلم بالاخره توانست سیمرغ بهترین بازیگر نقش اصلی مرد را دریافت کند.

جلالالدین دری که وظیفه بازنویسی نهایی فیلمنامه « استرداد » را برعهده داشته ، از اینکه نامش بجای اینکه در کنار نویسنده فیلم درج شود ، بصورت « با تشکر از جلال الدین دری » به نمایش درآمده به شدت گلایه کرده و در یک مصاحبه به سازندگان و تهیه کنندگان این فیلم تاخته بود.

علی غفاری در جریان یک مصاحبه گفته بود :« خسرو معتضد به عنوان یک منتقدی که این فیلم را به راحتی به نقد کشید تمام اطلاعات و اسنادش به همان روزنامه هایی ختم می شد که در آن دوران منتشر شده بود که خود ما هم این روزنامه ها را دیدیم و خواندیم؛ اما این روی ماجرا است و ما باید ببینیم پشت این ماجرا چه بوده است. ما با تحقیق به این ماجرا رسیدیم! »

۳۱۵

0

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*


*

رفتن به بالا